الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )

22

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )

است كه ما علم پيدا كنيم كه حدوث براى عالم ، ثابت مىباشد در اين صورت حد وسط ، واسطه در اثبات است و اگر در نفس الامر و واقع « متغير متغيّر » علّت براى ثبوت حدوث عالم باشد در اين صورت حدّ وسط واسطه در ثبوت خواهد بود . در اين زمينه بحث مفصّلى وجود دارد و ما جهت رعايت اختصار بما ذكر اكتفا مىنمائيم . ( و كذلك العلم بالموضوعات ( ق صفحه 2 سطر آخر ج صفحه 4 سطر 13 ) يعنى متعلق قطع گاهى حكمى از احكام شرعى است و گاهى موضوع خارجى مىباشد در هر دو صورت ، قطع ، حد وسط واقع نمىشود و اثبات‌گر حكم متعلق خود نخواهد بود و بلكه به مجرد حصول قطع ، احكام متعلق قطع ، خودبخود مترتب مىشود مثلا يقين دارد كه دعاء عند رؤيت هلال ، واجب است و به مجرد حصول علم ، « يجب الاتيان » به حكم عقل ، مترتب مىشود و يا يقين دارد كه فلان مايع خمر است ، بىدرنگ « يجب الاجتناب » مترتب خواهد شد . ( و الحاصل انّ كون القطع حجّة غير معقول ( ق صفحه 3 سطر 2 ج صفحه 4 سطر 16 ) نتيجه بحث اين شد كه حجّة چيزى است كه حد وسط واقع مىشود و حد وسط سبب و باعث حصول علم و يقين مىگردد چنانچه تغيّر باعث حصول علم به ثبوت اكبر براى اصغر مىشد و ظنّ معتبر باعث حصول علم به ثبوت حكم براى متعلق آن مىشد . بنابراين علم و يقين مسبّب است و حجّة سبب مىباشد و تعبير مسبّب بنام سبب غير معقول و ناروا خواهد بود . قوله هذا كلّه بالنّسبة الى حكم متعلّق القطع ( ق صفحه 3 سطر 3 ج صفحه 4 سطر 18 ) ( شرح ) قطع گاهى طريقى محض است و گاهى موضوعى مىباشد مطلب مذكور